************************************************************************* ***** ***************************************************** انتظار نــــــــــــــور - نـــــــــــــــــــــــــــــور خــــــــــــــــــــــــــــدا
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دانش بی عمل مانند کمان بی زه است . [امام علی علیه السلام]
نـــــــــــــــــــــــــــــور خــــــــــــــــــــــــــــدا
 RSS 
 Atom 
خانه
ایمیل
شناسنامه
مدیریت وبلاگ
کل بازدید : 195029
بازدید امروز : 59
بازدید دیروز : 37
... درباره خودم ...
نـــــــــــــــــــــــــــــور خــــــــــــــــــــــــــــدا
مدیر وبلاگ : عاشق مهدی (عج)[77]
نویسندگان وبلاگ :
محمد
محمد[0]

مطالب و تصاویری پیرامون زندگی با برکت ائمه معصومین (س)

... لوگوی خودم ...
نـــــــــــــــــــــــــــــور خــــــــــــــــــــــــــــدا
... پیوندهای روزانه...
حضرت زهرا (س) [246]
امام حسن مجتبی(ع) [572]
امام سجاد (ع) [2409]
اینترنت رایگان [537]
پیامک رایگان [203]
امام جواد (ع) [248]
عضویت در سایت [57]
گنجینه تصاویر [249]
حضرت مهدى(عج) [134]
حضرت عباس (ع) [1275]
وبلاگ رایگان [68]
حضرت فاطمه معصومه (س) [1018]
حضرت امام خمینی(ره) [219]
مسجد مقدس جمکران [123]
پیکر سالم شهید پس از 16 سال [425]
[آرشیو(15)]


دسته بندی یادداشت ها
منجی[19] . اهل بیت(ع)[9] . معصومین(ع)[7] . اینترنت رایگان[2] . پیامک رایگان . تصاویر . شماره تلفنها . صالحین . عضویت رایگان . فرهنگ لغت . ماه محرم . معرفی وبلاگ . آشپزی .
.... بایگانی....
پیامبر مهربانی و رحمت حضرت محمد (ص)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
السلام علیک یا فاطمة الزهرا (س)
کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)
امام سجاد (علیه السلام)
امام نهم حضرت جواد الائمّه علیه السلام
یا صاحب الزمان (عج) یا فارس الحجاز ادرکنی
حضرت ابوالفضل عباس (علیه السلام)
حضرت امام خمینی(ره)
شهدا
اینترنت رایگان
ارسال پیامک رایگان

...حضور و غیاب ...
یــــاهـو
... دوستان من ...
قافله شهداء
مرکز اهداء اعضای بدن
اس ام اس خنده دار و طنز
سخن دل
دائره المعارف اعجاز قرآن
مجنون
ایجاد وبلاگ شخصی
اینترنت رایگان
ارسال پیامک رایگان
گنجینه تصاویر
*** عضویت در سایت ***
نقشه راههای کشور
شمیم حیات
ایجاد وبلاگ رایگان
حدیث نفس
عشق سرخ
یادداشتها و برداشتها
شهید محمدهادی جاودانی (کمیل)
انتظار نور
صحن دفتر دلم
عاشق آسمونی
لشکر فرهنگی یوسف زهرا
کشکول

... لوگوی دوستان من ...







... اشتراک...
  ... طراح قالب...


  • انتظار نــــــــــــــور

  • نویسنده : عاشق مهدی (عج):: 87/5/20:: 7:0 صبح

    شدّت فتنه ها و کثرت ابتلائات و فزونى مشاکل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدى(علیه السلام)، اقتضا مىکند که ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشترى داشته باشند. در این باب، نکاتى چند از کلام معصومین سلام اللّهعلیهم، دقت و تعمّق بیشترى مىطلبد:

    الف) تمسک به ریسمان ولایت:

    امام صادق (علیه السلام) فرمود:

    «یأتى على النّاس زمان یغیب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد که پیشواى شان غایب گردد.

    زراره پرسید: در آن زمان مردم چه کنند؟ فرمود:

    «یتمسّکون بالأمر الذى هم علیه حتّى یتبیّن لهم»، به همان امر ولایتى که دارند چنگ زنند، تا بر ایشان تبیین شود.( [1] )

    و در کلامى دیگر فرمود: «طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبلنا فى غیبة قائمنا».( [2] )

    خوشا به حال شیعیان ما ! آنان که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسک مىجویند.

    راستى در آن زمان که امام و پیشواى مردم، در دسترس آنان نباشد و دامهاى شیطان ...

     

    براى جدا کردن آنان از ولایت اهلبیت (علیهم السلام) که همان صراط مستقیم خداست، در همه جا پراکنده شده باشد، چه وسیلهاى مطمئنتر از «حبل ولایت» مىتوان یافت که بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگیرى کند؟!

    ب) تمسک به تقوى:

    امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غیبةً فلیتّق اللّه عبدٌ و لیتمسّک بدینه».( [3] )

    «به یقین صاحب این امر را غیبتى هست، پس هر بندهاى باید به تقواى الهى روى آورد و به دینش چنگ زند.»

    همین تقواست که روشن بینى و رزق بىحساب و گشایش الهى را نصیب انسان مىسازد، و همین تقواست که در لحظههاى خوف و خطر دل را آرامش مىدهد، و همین تقواست که در دوران فتنه خیز غیبت، مایه رستگارى انسانهاست.

    ج) طلب معرفت:

    زراره گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم اگر زمان غیبت فرزندت مهدى (علیه السلام) را درک کردم چه کنم؟

    فرمود: این دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنى نفسک، فانّک إن لم تعرّفنى نفسک لم اعرف رسولک، اللّهم عرّفنى رسولک فانّک إن لم تعرّفنى رسولک لم اعرف حجّتک اللّهم عرّفنى حجّتک فانّک إن لم تعرّفنى حجّتک ضللت عن دینى».( [4] )

    «خدایا خودت را به من بشناسان که اگر تو خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نتوانم شناخت. خدایا پیامبرت را به من بشناسان که اگر تو پیامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت. خدایا حجت خود را به من بشناسان که اگر تو حجّتت را به من نشناسانى از دینم گمراه خواهم شد.»

    1 ـ معرفتها را از خدا باید طلبید.

    2 ـ شناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) تابع شناخت خدا، و شناخت حجّت متفرّع برشناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) است.

    3 ـ اگرچه بدون شناخت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، شناخت حجّت ممکن نیست، امّا گمراهى از دین در اثر عدم شناخت حجّت لازم مىآید.

    به عبارت دیگر، عدم گمراهى از دین، بدون شناخت حجّت، تضمین نمىشود.

    وبدیهى است که هردعایى، تنها پشتوانه حرکت به حساب مىآید، اصل دعاء ابراز نیاز درونى و طلب تأیید الهى، در حرکت بیرونى است.

    نیاز به معرفت که احساس شد و حرکت براى کسب معارف که توسط بنده آغاز گردید. اگر دل با خدا باشد و گام در راه او قرار گیرد وصول به معرفت تضمین شده است.

    «قل ما یعبؤ بکم ربّى لولا دعاؤکم».( [5] )

    «بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما عنایتى نکند.»

    هـ ) تقیّه به عنوان سلاح مقاومت:

    امام رضا (علیه السلام) فرمود: «لا دین لمن لاورع له، و لا ایمان لمن لاتقیّة له إن اکرمکم عند اللّه أعملکم بالتّقیّة فقیل له: یابن رسول اللّه إلى متى؟ قال: إلى یوم الوقت المعلوم، و هو یوم خروج قائمنا اهل البیت.»( [6] )

    «کسى که از گناه نپرهیزد، دین ندارد و کسى که تقیّه نداشته باشد، ایمان ندارد همانا گرامىترین شما نزد خدا، کسى است که به تقیّه بیشتر و بهتر عمل کند.»

    گفته شد: اى فرزند رسول خدا تا کى؟

    فرمود: «تا روز «وقت معلوم» که همان روز ظهور و زمان قیام قائم ما اهلبیت است.

    «تقیّه» هرگز به معناى «دم فروبستن» و «بىتفاوت ماندن» و بنا به «مصلحت اصطلاحى» رفتار کردن و «نان به نرخ روز خوردن» نیست.

    «تقیّه» هرگز به معناى «دست کشیدن از آرمانها» و همراه شدن با هرکس و ناکس نیست. تقیّهاى که از وظایف شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدى(علیه السلام) شمرده شده و ارزشى هم سنگ با «تقوى» دارد وعدم رعایتش مساوى «با بىایمانى» شمرده شده، نوعى سلاح مقاومت است.

    امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیات (95 تا 97) سوره کهف که در باره بناى سدّ، توسط ذوالقرنین است و طى آنان از سدّى بلند که دشمنان نتوانند بر فرازش روند و از شکافتنش ناتوان باشند حکایت شده است مىفرماید:

    «اذا عَمِلتَ بالتقیّة لم یقدروا لک على حیلة و هو الحصن الحصین وصار بینک و بین اعداء اللّه سداً لایستطیعون له نقباً».( [7] )

    هنگامى که به تقیّه عمل کنى چارهاى علیه تو نمىیابند ونمىتوانند با تو نیرنگ بازند، و آن به مانند دژى استوار و محکم است و بین تو و دشمنان خدا سدّى نفوذ ناپذیر ایجاد مىکند.»

    پس تقیه، چارهاى براى در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتى براى قدرت یافتن خویش است تا نیروها بیهوده هدر نروند و در موقع مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.

    هـ) انتظار آگاهانه:

    امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اقرب، ما یکون العباد من اللّه جلّ ذکره و أرضى ما یکون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم یظهر لهم و لم یعلموا مکانه و هم فى ذلک یعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذکره و لامیثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»( [8] )

    «زمانى که بندگان به خداى بزرگ نزدیک ترند و خدا از ایشان بیشتر راضى است، زمانى است که حجت خداى تعالى از میان آنان ناپدید گردد و ظاهر نشود و آنان جایش را هم ندانند. با این همه بدانند که حجت و میثاق خدا از بین نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشید».

    فضیلت بندگان خدا در این زمان و رضایت بیشتر خداوند از آنان، بدین جهت است که آنان بىآنکه امام خویش را ببینند و معجزاتش را مشاهده کنند و در حیرتها به درخانهاش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پایبندى به تقوى و دوستى اهلبیت، میثاق الهى را نگاهبانى کرده ومرزهاى عقیده را پاس مىدارند.

    امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یا ابا بصیر! طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره، اولئک اولیاء اللّه الذین لاخوف علیهم و لاهم یحزنون.»( [9] )

    «اى ابوبصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما که در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به سر مىبرند و در دوران ظهورش به اطاعت او روى مىکنند، آنان اولیاى خدا هستند که هیچ ترس و اندوهى بر ایشان نیست.»

    باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غیبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شیعیان حضرت قائم(علیه السلام)، نشان دهنده نوعى ملازمت بین ایندو وصف است. به این معنا که شیعیان منتظر در دوران غیبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مىکوشند که اگر دوران ظهور تحقق مىیافت، در زمره مطیعین حقیقى او بودند.

    هـ ) حزن و اندوه بر مصائب غیبت و دعا براى ظهور :

    سدیر صیرفى گوید: با برخى از اصحاب بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، او را نشسته بر خاک دیدیم، در حالى که عبایى خشن با آستین کوتاه پوشیده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مىگریست، رنگ چهرهاش تغییر کرده و اندوه از گونههاى مبارکش پیدا بود و اشکهایش، لباسش را خیس کرده بود وناله مىکرد:

    «مولاى من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است!

    مولاى من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعههاى ابدى پیوند داده، و از دست دادن یاران، یکى پس از دیگرى، اجتماع و شماره ما را از بین برده، هنوز سوزش اشکى که از چشمم مىریزد و نالهاى که از دلم بر مىخیزد با یاد بلاها و سختىهاى ـ دوران غیبت تو ـ پایان نیافته که درد و رنج شدیدتر و دردناکترى در برابر دیدگانم شکل مىگیرد!»

    سدیر گوید: شگفت زده پرسیدیم این ماتم وگریه براى چیست؟!

    امام صادق(علیه السلام) آهى عمیق و سوزناک کشید و فرمود:

    اى واى! صبح امروز، در کتاب جفر نظر مىکردم و در باره ولادت و غیبت طولانى و طول عمر قائم ما و بلاهاى مؤمنین در آن زمان و ایجاد شک و تردید در اثر طول غیبت و ارتداد اکثریت مردم از دین و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چیره شد.»( [10] )

    وقتى حال امام صادق(علیه السلام) ـ که حدود یکصد سال قبل از آغاز دوره غیبت مىزیسته است ـ چنین باشد، باید دید حال سرگشتگان دوران غیبت و دورماندگان از چشمه زلال ولایت چگونه باید باشد، بیهوده نیست که در هر مناسبتى شادى آفرین یا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شدهایم که حدیث اشک و سوز دل منتظران حضرت مهدى(علیه السلام) است.

    وبى مورد نیست که این چنین بر دعاى براى فرج در زمان غیبت، تأکید شده است.

    امام زمان(علیه السلام) مىفرماید: «اکثر و الدعاء بتعجیل الفرج».( [11] )

    «براى نزدیک شدن ظهور و فرج، بسیار دعا کنید.»

    سنّت انتظار

    از آن زمان که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سخن از جهانى شدن آیین توحید، به دست حضرت مهدى(علیه السلام)، به میان آورد و نوید غلبه اسلام بر تمامى ادیان را به مسلمانان داد، و بهترین عبادت را انتظار فرج اسلام و مسلمین به حساب آورد( [12] )، مسلمانان دیده انتظار به راه دولت کریمهاى دوختند که در آن اسلام و اسلامیان عزّت مىیابند و کفر و نفاق به ذلّت و زبونى گرفتار مىآیند.( [13] )

    در دوران پس از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) نیز، هر زمان که فتنه خلفاى جور شدت مىگرفت، پیشوایان معصوم (علیهم السلام) مىکوشیدند با انگیزش انتظار، امید را در دلهاى ستم دیدگان زنده نگه دارند وشور مقاومت و مبارزه را در وجودشان بر انگیزانند.

    چنانکه امیرالمؤمنین على (علیه السلام) به اصحاب خویش مىفرمود:

    «انتظروا الفرج، و لاتیأسوا من روح اللّه، فاِنَّ احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج (إلى أن قال:) الأخذ بأمرنا معنا غداً فى حظیرة القدس و المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فى سبیل اللّه.»( [14] )

    «چشم انتظار فرج باشید و از یارى و رحمت خدا نا امید نشوید، به یقین، محبوبترین کارها در نزد خدا، انتظار فرج است (تا آنجا که فرمود:) کسى که به امر ولایت ما چنگ زند، فرداى قیامت در روضه رضوان با ما خواهد بود و کسى که د رانتظار امر ما به سر ببرد، مانند کسى است که در راه خدا به خون غلطیده باشد».

    تأکید بر امر انتظار فرج، از طرف پیشوایان دین تا آنجا بود که بسیارى از اصحاب، شرایط موجود زمان خود را براى حصول فرج کافى دانسته، امام آن دوران را به عنوان صاحب الامر مىپنداشتند و در این باره از او سئوال مىکردند. چنین توهمى در دهها روایت، از جمله روایت شعیب بن ابى حمزه در برابر امام صادق (علیه السلام) و ریّان بن الصلت، در برابر امام رضا(علیه السلام) مطرح گردیده که مىپرسد:

    أنت صاحب الأمر؟( [15] )

    و نیز در همان زمانها، کسانى از موالیان اهلبیت (علیهم السلام) بودند که بر سنّت انتظار فرج آنچنان پافشارى مىکردند که به ترک کسب و کارشان مىانجامید. بطور نمونه مىتوان از شخصى به نام عبدالحمید واسطى نام برد که خدمت امام محمد باقر (علیه السلام)مىرسد و مىگوید: «اصلحک اللّه، لقد ترکنا اسواقنا انتظاراً لهذا الامر».

    خدا امرت را اصلاح کند، ما به خاطر انتظار این امر، کار و کسب خویش در بازارها را رها کردهایم.

    امام صادق (علیه السلام) به عنوان تأیید و تصدیق موضع منتظرانه او مىفرماید:

    «یا عبدالحمید! أترى من حبس نفسه على اللّه عزّوجلّ، لا یجعل اللّه له مخرجَاً؟ بلى، واللّه لیجعلنَّ له مخرجاً».( [16] )

    «اى عبدالحمید! آیا به نظر تو کسى که خودش را وقف براى خداى عزّوجلّ نموده باشد خداوند برایش فرج و گشایشى حاصل نمىفرماید؟ چرا، به خدا سوگند که حتماً براى او گشایش و رهایى قرار مىدهد».

    سنّت انتظار در دوران غیبت حضرت مهدى(علیه السلام) به حق، جلوهاى ویژه دارد. منتظران حقیقى این دوران، هیچ شبى را بدون حالت انتظار به صبح نرساندند، انتظار تا آنجا که شمشیر بر زیر بستر خود مىنهادند تا اگر فردا روز ظهور باشد، بىدرنگ به یارى مولاىشان بشتابند.

    ولایت فقیه

    ولایت فقیه پرتوى از ولایت امام زمان (علیه السلام)، و ولایت امام زمان(علیه السلام)پرتوى از ولایت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، و ولایت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) پرتوى از ولایت اللّه جلّ و علا است.

    از دیدگاه مکتب توحید، مالک همه چیز و همه کس خداست و همچنین مالکیت مطلقه او منشأ حاکمیّت مطلقه اوست. از این رو بنابر اعتقاد موحّدان، هر حکومتى باید از حکومت اللّه سر چشمه گیرد و بر اساس اراده و اجازه او تشکیل شود.

    آن زمان که خداوند پیامبرانش را براى هدایت انسانها فرستاد، حقّ زمامدارى آنان را نیز امضا فرمود و همگان را به تبعیّت و فرمانبرى آنان در همه زمینهها دعوت نمود.

    در باره پیامبر گرامى اسلام فرمود: «فلا و ربک لایؤمنون حتّى یحکّموک فیما شجر بینهم، ثم لایجدوا فى انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً».( [17] )

    «قسم به پروردگار تو! این مردم مؤمن واقعى نخواهند بود، مگر آنکه حکومت و داورى تو را در همه موارد مورد اختلاف خویش بپذیرند، سپس نسبت به رأى و قضاوت تو ـ حتّى اگر مخالف منافع آنان باشد ـ کاملا تسلیم باشند و حتّى در درون دل خویش، هیچگونه نارضایتى و ناراحتى احساس نکنند».

    و نیز در همین باره فرمود: «النبى اولى بالمؤمنین من أنفسهم».( [18] )

    « ـ در رعایت مصالح فردى و اجتماعى ایمان آوردگان ـ ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)بر جان و مال آنان بالاتر و بیشتر از ولایت خود آنان است».

    بدیهى است که این ولایت با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پایان نمىپذیرد. و حفظ حدود اسلام و استقرار نظام مسلمین که حکمت امضاى چنین ولایتى براى آن حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم)، بود پس از او نیز استمرار مىیابد. و بدین طریق ائمه بزرگوارى که وارثان تمام شئون پیامبر ـ غیر از نبوّت ـ مىباشند عهده دار این ولایت و حاکمیت به حساب مىآیند.

    امام رضا (علیه السلام) مىفرمایند: «إنّ الامامة خلافة اللّه و خلافة رسوله(صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافة الحسن و الحسین(علیهما السلام). إن الامام زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین، الامام أسّ الاسلام النامى و فرعه السامى. باالامام تمام الصلوة و الزکوة و الصّیام و الحج و الجهاد و توفیر الفیىء و الصدقات و امضاء الحدود و الاحکام و منع الثغور و الاطراف».( [19] )

    «براستى امامت، خلافت از خدا و خلافت رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافت حسن و حسین (علیهما السلام) است. براستى امامت، زمام دین ونظام مسلمین وصلاح دنیا و عزّت مؤمنان است.

    امام، بنیاد رشد کننده اسلام و شعبه والاى آن است. به وسیله امام است که نماز و زکات و روزه و حج و جهاد شکل مىگیرند و کمال مىیابند و خراج و صدقات فزونى مىپذیرند و حدود و احکام الهى اجراء مىشوند و مرزها و جوانب مملکت اسلامى محفوظ مىمانند».

    در این دوران، امام زمان حضرت مهدى (علیه السلام) که از جانب خدا و به تبعیّت از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارنده همه شئونات مذکور است، در پس پرده غیبت بسر مىبرد و از سوى دیگر تردیدى نیست که باغیبت آن بزرگوار، خداوند حکیم، پیروان او و امّت بزرگ اسلام را بىسرپرست و بلاتکلیف نمىپسندد.

    پس یا باید پذیرفت که خداوند امر تعیین حاکم و ولىّ امر را مطلقاً بر عهده خود مردم وا نهاده است که ممکن نیست. چون شرایط غیبت، حکمتهاى جعل حاکم و ولىّ امر الهى را تغییر نداده بلکه آن را ضرورىتر مىسازد، و خدایى که در دوران حضور پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امام(علیه السلام)مردم را بىرهبر و سرپرست نپسندیده، وا نهادگى آنان را در زمان غیبت امضا نمىفرماید.

    و یا باید قبول کرد، که در دوران غیبت نیز، اشخاصى با بهرهگیرى از ولایت الهى و حق حاکمیت پیامبر و امام، در چهار چوبه کلمات راهگشا و فرمایشات مسئولیت بخش خود آن بزرگواران، حق ولایت و وظیفه سرپرستى مسلمین را بر عهده دارند.

    اسحاق بن یعقوب از امام زمان(علیه السلام) طى نامهاى مىپرسد که به هنگام غیبت شما در حوادثى که روى مىدهد به چه کسى مراجعه کنیم؟ فرمود:

    «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا فانّهم حجّتى علیکم و انا حجّة اللّه.»( [20] )

    «در حوادث و رویدادهایى که براىتان پیش مىآید به راویان حدیث ما مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدایم».

    امام حسن عسکرى(علیه السلام) فرمودند: «فامّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه، فللعوام أن یقلّدوه.»( [21] )

    «هر فقیهى که نگهدارنده نفس ـ از انحرافات و لغزشها ـ و حفظ کننده دین و مخالف با هواهاى نفسانى و مطیع امر مولاى خویش باشد، بر عامّه مردم است که تقلید کننده ـ و تابع ـ او باشند».

    و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ینظر اِنّ من کان منکم ممن روى حدیثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانّى قد جعلته حاکماً».( [22] )

    «آنان که باهم اختلافى دارند باید بنگرند و یک نفر از بین شما را که راوى حدیث ما و صاحب نظر در حلال و حرام، باشد و احکام ما را بشناسد شناسایى کنند و او را «حَکَم» قرار دهند زیرا من او را حاکم بر شما قرار دادم.

    مقدّمات ظهور

    بدون شک پیش از ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) علامات و نشانههایى پدید خواهد آمد که طى روایات زیادى از زمان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام)تا زمان خود مولا امام زمان(علیه السلام) بر آنها تأکید مىشده است.

    الف ـ برخى از این نشانهها مربوط به پدیدههاى طبیعى است: همچون بروز طاعون، خشکسالى، کسوف و خسوف در رمضان و برخى دیگر مربوط به پدیدههاى اجتماعى مىباشد; مانند بروز جنگهاى متعدّد، خروج سفیانى، فساد اجتماعى و دستهاى دیگر پدیدههاى غیر طبیعى ویژهاى است: چون صیحه آسمانى، سرخى آتشگونهاى در آسمان، فرو رفتن لشکرى در زمین.

    ب ـ برخى از این نشانهها اختصاص به زمان خاصى ندارد : و ممکن است سالها بلکه دهها سال قبل از ظهور اتفاق بیفتد. اما برخى دیگر از آنها اختصاص به سال ظهور دارد: چنانکه در روایتى از قول امام صادق(علیه السلام) آمده است: «قبل از قیام قائم(علیه السلام) پنج واقعه اتفاق مىافتد: خروج یمانى و قیام سفیانى، نداى آسمانى، فرو رفتن لشکر در بیداء و کشته شدن نفس زکیّه.»

    و در حدیثى دیگر فرمود: «لیس بین قائم آل محمد و قتل نفس الزکیّه اِلاّ خمسة عشر لیلة».

    «بین ظهور قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) و کشته شدن نفس زکیّه، بیش از پانزده شب فاصله نیست».

    ج ـ بعضى از این نشانهها، قطعى و حتمى است و برخى دیگر نشانههاى غیر قطعى به شمار آمدهاند که در تعیین این جهت، بین روایات این باب، اختلاف وجود دارد.

    قابل تذکّر این که، علیرغم بحثهاى جنجالى و اختلاف آفرینى که گاهى بر سر بروز پارهاى نشانهها و مقدار دلالت آن بر نزدیک شدن ظهور خجسته مولا امام زمان (علیه السلام) پیش مىآید، باید توجّه داشت که:

    اولا: هیچ کس حق ندارد با استناد به نشانهاى خاص که به نظر او یقیناً از علامات ظهور شمرده مىشود، وقتى خاص را براى ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) تعیین نماید; زیرا در آن صورت به تصریح خود مولا، مشمول «کذب الوقّاتون» شده و در هر رتبه علمى و اجتماعى هم که باشد، باید مورد تکذیب قرار گیرد.

    ثانیاً: آنچه اهمیت دارد حفظ آمادگى مردم براى ظهور امام زمان(علیه السلام)است بهگونهاى که هر صبح و شام آمادگى داشته باشند که اگر امر فرج امضاء شد، بتوانند به یارى او قیام کنند و در راه اهداف الهى او از مال و جان و امکانات خویش در گذرند. به عبارت دیگر: حتّى در صورتى که بر فرض، هیچ نشانهاى بر قرب ظهور دلالت نکند، نمىتوان غافلانه به زندگى عادى پرداخت و از وظیفههایى که شیعه و همه مردم نسبت به ساحت مقدس امام زمان (علیه السلام) دارند، غفلت کرد.

    ثالثاً: نظام جمهورى اسلامى در ایران بهترین زمینه را براى آزمایش منتظران در کیفیت یارى رسانى به امام عصر (علیه السلام) فراهم کرده است، لذا برهمه منتظران حقیقى امام زمان (علیه السلام) است که همه امکانات خویش را در حفظ این نظام و تضمین بقاى آن، در راستاى احکام و قرآن و ولایت به کار گیرند.

    رابعاً: میزان پایبندى کسانى که همواره دم از امام زمان (علیه السلام)مىزنند وبر سر اثبات فلان نشانه ظهور و حکایت فلان دیدار با مولا کتابها مىنویسند، باید به مقدار فداکارى آنان در هدایت اجتماعى و بر قرارى عدالت و مسئولیت پذیرى آنان در این راه، قابل اثبات باشد.

    نگاهى به دوران پس از ظهور

    دوران پس از ظهور حضرت مهدى (علیه السلام)، بدون شک، والاترین، شکوفاترین وارجمندترین فصل تاریخ انسانیّت است. دورانى که وعدههاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان وراثت صالحان عملى مىگردد و جهان با قدرت الهى آخرین پرچمدار عدالت و توحید، صحنه شکوهمندترین جلوههاى عبادت پروردگار مىشود.

    در احادیث مختلفه، گوشههایى از عظمت آن دوران به تصویر کشیده شده است:

    1 ـ حاکمیت اسلام در سراسر هستى

    2 ـ اقامه کامل حدود الهى

    3 ـ احیاى قرآن و معارف قرآنى

    4 ـ گسترش عدالت و رفع ستم

    5 ـ تجدید اسلام

    6 ـ کمال دانش و معرفت

    7 ـ رشد عقلى

    8 ـ امنیّت و آسایش

    9 ـ یگانگى و اتحاد و محبّت

    10 ـ تطهیر زمین از گناه

    امام صادق(علیه السلام) در بیان حال مردم پس از ظهور مهدى(علیه السلام)فرمود:

    «و لا یعصون اللّه عزّوجلّ فى ارضه».( [50] ) در زمین به نافرمانى خدا نمىپردازند.

    [1] ـ کمال الدین ج 2 باب 33 حدیث 44 صفحه 350.

    [2] ـ مدرک پیشین باب 34 حدیث 5 صفحه 361.

    [3] ـ کافى جلد 2 باب «فى الغیبه» صفحه 132.

    [4] ـ مدرک پیشین صفحه 135.

    [5] ـ سوره فرقان، آیه 77.

    [6] ـ کمال الدین جلد 2 باب 35 حدیث 5 صفحه 371.

    [7] ـ تفسیر نور الثقلین جلد سوم ذیل آیه شریفه ـ حدیث 232.

    [8] ـ کافى ج 2 باب نادر فى الغیبه صفحه 127.

    [9] ـ کمال الدین ج 2 باب 33 صفحه 357 حدیث 54.

    [10] ـ کمال الدین ج 2 باب 33 صفحه 353 با رعایت کمى اختصار.

    بازگشت به صفحه اصلی



  • کلمات کلیدی : منجی
  • نظرات شما ()


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    ----------------------

    التماس دعا ـ ـ موسوی ـ قم